دل مــــــــــــــن..!!

آه.....دل مــــــن٬دل مـــــن باتوچه کردم؟!

باتوچه نامهربان بودم.هرگزکسی بادشمن٬اینگونه بی رحم نبود٬که من باتورفتارکردم!چه آسون تورو به هرمتاع حقیری فروختم.توروکه عاشق آزادی و رهایی بودی مثل مرغی در قفس محبوس کردم.به تو خوراک غم واندوه دادم.چشمان روشن وهوشیارتوروبستم.نذاشتم دنیارو٬همون طوری که هست ببینی٬برای هرخطایی تفسیروتوجیه ساختم!

آه دل مـــــن٬چه دلهایی رو بنام تو شکستم.نقش عشاق دلباخته روبازی کردم.چه روح های شیفته ایی رو دلبسته خودم کردم.من ندای تورو نشنیدم.تکبروغرور نذاشت به تو اعتراف کنم.رفتم ورفتم.ازهمه درو شدم.تاجایی که تنهاوتنهاخودم بودم وسایه ام.اما چرا...باز ناآرامم؟باز بی قرارم؟بازهنگام خلوت وتنهایی٬از سایه خودم بی تاب ترم.در این خلوت بی سو٬درآینه وجدانم نگاه میکنم.ازخودم می پرسم این تصویرکیست؟این تصویروالاترین خلقت پروردگاره؟این اشرف وسرآمد مخلوقاته؟؟

اگه بخت بامن یار باشه٬باید که در اشک وگریه غرق بشم.

آه دل مـــــن٬توبگو.شاید هنوز وقت هست٬بذار با تو درددل کنم.سنگ صبورم باش.بذاربه خطاهام اعتراف کنم.دل من٬میدونم این بی قراری من٬نشون اینه که هنوز امیدی هست.این اشک های من٬آدرس ونشونی٬تورو با خودشون میارن.بذار بهت بگم...منو ببخش.من با تو غریبه بودم.اما حالاکسی از تو به من نزذیکتر نیست.دل من٬چه نزدیک بودی ومن دور!!بذار پرده های تاریک رو کنار بزنم٬بذار دل دریایی رو٬با حقیقت٬آفتابی کنم.باصداقت زمینی کنم وبا عشق آسمونی.

دل مــــــن روبرو شدن با حقیقت چه سخت و دشواره!اما حالا میدونم همه سختی اون به همین لحظه س.همین یه لحظه که جرات کنی خودتو بی پرده٬تماشا کنی.شاید این اشک ها ٬لطف پروردگاره منه!این فشردگی روح٬توجه و عنایت حقه!

آه دل مــــن٬حالا چه سبکم.ابر پربغض و پربارونی بودم که به برکت حرف زدن با تو رحمت الهی شدم.دارم می بارم.بازم میگم منو ببخش.باید به خیلیا بگم دوسشون دارم ومنو ببخشن.باید خیلیا بدونن من امروز متولد شدم.باید از امیدهام واسه پیش رفتن کمک بخوام نه ازترسام!باید با اعتماد به نفس تغییر کنم نه باتردیدام!

حالا می فهمم که امید تنها دریچه ای که هنگام ناتوانی ٬مارو نجات میده.

 امید به بازگشت٬راه رجعت دورنیست.

/ 15 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

سلام. الهـــــــــــــــــــــــي!!! آخه چطور دلت اومد با دلت نامهربون باشی؟؟ بازم خوبه که با خودت صادق بودی٬خيلی از آدمای اطراف ما اصلا چیزی بنام صداقتو نمي شناسند!!

نيلوفر

سلام.از اينکه به وبلاگ من سر زديد بسيار خوشحال شدم...نوشته ی زيبايی بود...هميشه موفق باشد و مهربان با دل!

فاضل

دوست عزيزم وبلاگخوبی داری به شکلاتی من سر بزن و نظر بده فاضل ترکمن ( عضو تحريريه مجله گل آقا )

مهدی

سلام واقعا از صميم قلبم بهت تبريک ميگم . خوب اينکه خودمون بتونيم شرايط خودمونو درک کنيم خيلی خوبه تو اين مدت کم فرصتی واسه ازمون و خطا نيست پس بعضی از مسائلو نميشه چند بار امتحان کرد. موفق باشی گلم

عبدالله

دوست خوبم سلام.... تو هيچ به صدای ضربان قلبت توجه کردی هر بار که به ديوار دل ميکوبد او را صدا ميزند و هر بار که غمگين ميشود به چشمان آبی ات دريا را هديه ميکند و به آسمان شمال پلی ميزند به وسعت يک نگاه چشم براه ...مرا زنده کن زیر آوار باران...

خاله ريزه

الهی من قربون اون دل مهربونت برم گلم من که هميشه بهت سر ميزنم... هيچوقت هم سما جونم رو فراموش نميکنم

نيما کريمی

يه مدتی دل من هم با من سر نا سازگاری گذاشته...کاشکی منم جرات باريدن رو داشته باشم///فکر نمی کردم کسی که اگه سنگ هم بشه عاشق يه سنگ ديگه ميشه اينقدر با دلش مشکل داشته باشه!!//شاد باشی

امير

سلام تازه چه خبر . . .

صفابانو

سلام اولين باره که به وبلاگت سر می بزنم خوشحال می شم به وبلاگم سر بزنی و در مورد نوشته هام نظر بدی

صابر طباطبائی یزدی

باید خیلیا بدونن من امروز متولد شدم. بايد اول كس خودمون باور كنيم كه اگه امروز تازه دوباره مسلكمان شديم و ديگه گذشتمون رو فراموش كنيم. امروز ما دوباره از نو تسليم پروردگارمان مي شويم و ...