کاش هیچوقت بزرگ نمی شد.
دوران کودکیش را به یاد آورد.
دورانی که اوج ناراحتی واندوهش در خراب شدن عروسکهایش خلاصه می شد.
دورانی که اوج خوشحالی ونشاطش در بازی کردن خلاصه می شد.
همه چیزبرایش ساده بود.ساده و بی آلایش..
بدیهارانمی شناخت وخوبیها را درتمیز بودن،ساکت بودن وشب زود خوابیدن می دانست.
اوج دوست داشتنش تا ده بود.همه را ده تا دوست داشت،به تعدادانگشتانش..
.............
سیرطبیعی زیستن،او راازآن دوران جدا کرده بود.
دنیایش دیگر ساده نبود.
بدیهاراشناخت،تا خوبیها برایش ارزشمندشدند.
تلخی ها راچشید،تا قدرشیرینی ها را دانست.
وحالا چقدردلش برای کودکیش تنگ شده بود.
کاش هیچوقت بزرگ نمی شد!

 

/ 7 نظر / 2 بازدید
*

سما جونم هر دوره ای از زندگی به اندازه خودش زيباست.مهم اينه که چطوری بتونی از لحظه لحظه آن لذت ببری.اميدوارم خداوند مهربون اين قدرت و به همه ما بده.

mehdi

زمانی فرا خواهد رسيد که خواهيم گفت جوانی کجايی که يادت به خير و آرزوی شيرينمان اين خواهد شد که باز هم جوان شويم.سما تمام دوران زندگی زيبا هستند به شرطی که خود آنها را زيبا ببينيم و از آنها به نحو زيبايی استفاده کنيم.پس به جای حسرت خوردن بر گذشته و آرزوی دست نيافتنی برگشت به آن بهتر است در حال زندگی کنيم و از آن لذت ببريم البته با نگاه به آينده

ya30

سلام سما جان.کاش می شدواقعا به دوران کودکی برگرديم.

maryam

sama jan har doreye az zendegi be andazeye khodesh ziba va doost dashtanie.ama hamin zibaee bastegy be negahe ma dare.be ghole marof zendegi zibast ey ziba pasand.....

ya30

salam webloge no mobarak

fatemeh

در حسرت دیروز مباش ، غم فردا مخور ، به فکر فردا باش

a_b_kia

سما جان . ديروز تاريخ است فردا معما است امروز زندگی است به فکر زندگی امروز باش