فکر رهایی

به قول استاد:

حرفهایی هست برای گفتن ،که اگر گوشی نبود نمی گویم وحرفهایی هست برای نگفتن،حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند،حرفهایی شگفت زیبا و اهورایی همین هایند. سرمایه های ماورایی هر کسی به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد

حرفهای بی تاب و طاقت فرساکه همچون زبانه های بی قرار آتشند!

من نیز حرف دارم حرفهایی که برای گفتن بود،گفتم.

حرفهایی دارم برای نگفتن!فهم تو به اندازه ادراک آن نیست.

مخاطبم همه نیستند،مخاطبم این بار یکیست.

و تنها سکوت را پیشکش سخنان ناروایت می کنم...

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

  گاهی نشانه ایست که قربانی ات کنند

پروردگارا...

تقدیر مرا خیر بنویس

آنگونه که آنچه را تو دیر می خواهی من زود نخواهم

 و آنچه را تو زود می خواهی من دیر نخواهم

نازنین دوست:

دلت نگیرد از گرفتگی دلم.اینجا سرای محبت است،سهم ما ازین سرا عشق است و زیبایی،اما هیهات بر آن لحظه که سر به هوا راه میرویم و افسوس به وقتی که زمین میخوریم.

اما همین تاوان بس است،برای فکر رهایی.

واین فکر چقدر زیباست وقتی ما باشیم و فقط خدایی در همین نزدیکی .

 

/ 3 نظر / 9 بازدید
خاله ریزه

از باغ می‌برند چراغاني‌ات کنند تا کاج جشن‌های زمستانی‌ات کنند پوشانده‌اند صبح تو را ابر‌های تار تنها به اين بهانه که بارانی‌ات کنند يوسف‌! به اين رها شدن از چاه، دل‌مبند اين‌بار می‌برند که زندانی‌ات کنند ای گل گمان مکن به شب جشن می‌روی شايد به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند يک نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيست از نقطه‌ای بترس که شيطانی‌ات کنند آب طلب نکرده هميشه مراد نيست گاهی بهانه‌ايست که قربانی‌ات کنند! ------------------ سلام خوبی؟ ممنون که بالاخره آمدی...راستش من نیامدم به این دلیل که حس کردم شاید...شما این‌طوری راحت‌تری...خیلی وقته که سر نمی‌زدی...انی‌وی خوش‌حالم که هنوز هستی...امیدوارم شاد و سالم باشی همیشه... این شعر "فاضل نظری" را خیلی دوست می‌دارم... شاد باشی یاحق

هیچکس

سلام.چه خبره اینجا.حسابی دکوراسیون عوض کردی.چه متن سختی نوشتی.گیج و ویج شدم. موفق باشی...

مامان و مانی

به به به سمای گل خودم... مبارکه خونتو گل بارون کردی.. [چشمک] خوشحال شدم بهم سر زدی... خوبه.. پس دوستیمون پابرجاست.. پس بازم میام پیشت.. البته هرازگاهی میومدما ولی کامنت نمیذاشتم.. [نیشخند] [ماچ][بغل]