ما و خدایی که درین نزدیکیست...
پنجشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٧
دلنامه! ... صدای سخن دوست() 

سلام.خیلی وقته که ننوشتن!

البته تو وبلاگم...میدونی مهربون شاید بخاطره اینه که فرصتشو ندارم.آخه از توچه پنهون یه جورایی سرم گرمه!البته این روزا با این هوای گرم سره کی گرم نیست!

بگذریم...

اومدم که بنویسم سمای من،شب،سکوت حالش خوبه.ملالی هم نیست جز روی شرمندگی برای دوستای مهربون و با معرفت که میانو سر میزنند.راستی... مهربونا!حالتون چطوره؟!اگه دکتر حلت اینجا بود جواب میداد:عالیییییه!دلم میخواد که بدونی همیشه آرزو میکنم حالت عالی و جیبتم پر پول باشه!

اینم ناقابله!از دل براومده است!!امیدوارم بر دلت بشینه مهربون.

در سکوت نیمه شبهای تنهایی

دل در سکوت نگفته های تو بستم

سر کردم با همه لحظه های تنهایی

سکوت را برای تو معنا کردم

ندانستم سکوت واژه بیان توست

نداستم سکوت صدای دلنشین کلام توست

شنیدم که گفتی:

برای تو میخوانم نازنین

روزگار، غریب نیست نازنین

دل در سکوت گفته های من ببند!

من با توام همیشه نازنین!

امضاء:سما