ما و خدایی که درین نزدیکیست...
جمعه ۱٩ بهمن ۱۳۸٦
دنيايی ا ه و ر ا ی ی ... صدای سخن دوست() 

درست همون وقت که حرفایی از جنس تاریکی اطرافتو مثل یه پیله میگیره،همش منتظری که یه چیزی مثل معجزه برات اتفاق بیوفته و تو رو ازین پیله نجات بده.

زهی خیال باطل!

تازه میفهمی که چه خبره!همه جا پر از این حرفای تاریکه!چقدر شبیه ریا و زشتی!واقعا اسف باره!!

اما امیدتو از دست نمیدی!میگی بالاخره همه چیز خوب میشه.گرچه حرفای کذایی همچنان دورو برت رو پر کرده ،اما بازم امیدواری!!!

امیدواری..

امید..

امیدواری..

وبا زهم امید.انگار یه حسی بهت میگه خیال باطل رو بچسب!!درست که حرفای ا ه و ر ا ی ی خیالی باطل هستند اما تو مثل خوره بچسب بهشون!!

آره مهربون!

تو هم همین کارو بکن!درست دنیا پر از کج رفتاریه،اما بهت قول میدم اگه توهم بشی مثل من،اونوقت جمع ما دنیا رو ا ه و ر ای ی میکنه!!!

پ.ن:میخوام از یه دوست واقعی و اهورایی،یه عزیز دل،بابت همه مهربونیاش تشکر کنم...(گل برای گل)

به دور گل،منشین بی شراب و شاهد و چنگ       که همچو روز بقا هفته ای بود معدود

شد از خروج ریاحین چو آسمان روشن             زمین به اختر میمون و طالع مسعود