ما و خدایی که درین نزدیکیست...
شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۸
نوروز1389 مبارک ... صدای سخن دوست() 

 

 هو الحی و الحنان

بنام ایزد مهرورز و مهر انگیز

ای دگرگون کننده دلها و دیده ها

ای گرداننده روز وشب

ای دیگر سازنده بودنها و تواناییها

دگر گون ساز بودنمان را به بهترین بودنها

قرار بود روزگار را غریب نام نبرم،با همه اتفاقات غریب ، اون رو روزگاری شیرین با طنزایی غیر منتظره مینامم.گفتنی نیست اما خوب "من،شب،سکوت"سابق یا همون "ما و خدایی که درین نزدیکیسیت"امروز،از تو چه پنهون مدتی رمز عبورش دزدیده شده بود!یا به عبارت امروزی تر حک شده بود!تصور حال روز من،با سابقه 4سال وبلاگ نویسی اصلا خوشایند نبود.

خوب دیگه اینم از طنزای غیرمنتظره بود.به لطف پرشین بلاگ یا شایدم وجدان حکر،وبلاگ باز شد و من دوباره مینویسم.

دقایق و لحظه های آبی امسال هم دارن کم کم تموم میشن.

دلم نیومد از صحبتهای دکتر شریعتی به مناسبت نوروز چیزی ننویسم:

نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ در چشم مغان، در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان، همه نوروز را عزیز شمرده‌اند و با زبان خویش، از آن سخن گفته‌اند. حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته‌اند: "نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز، خلقت جهان پایان گرفت و از این رو است که نخستین روز فروردین را هورمزد نام داده‌اند و ششمین روز را مقدس شمرده‌اند.

نوروز دست مردم را می‌گیرد و از زیر سقف‌ها، درهای بسته، فضاهای خفه، لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه‌ها،‌ به دامن آزاد و بیکرانة طبیعت می‌کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب، لرزان از هیجانِ آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از:

 "بوی باران، بوی پونه، بوی خاک،

شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک"

 

دوستان عزیزم....بی نهایت ها برایتان سلامتی،امید،برکت،عشق و عشق رو آرزومندم

شاد باشید و بهارانه مبارک وجود پرمهرتان باد.

 

"من جا مانده ام که محتاج نگاهت هستم

باشد که با نگاهی

عمر و سالم را بسازی

خدایا عاشقت هستم"

 

پی نوشت:من به شوق و یاد باران / زنده ام و پژمرده نمیشم