ما و خدایی که درین نزدیکیست...
سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۸
دل من ... صدای سخن دوست() 

ألا بذکر الله تطمئن القلوب

دل من:خیلی گرفته ام،به اندازه ی یه روز بارونی. تورو خدا نپرس چرا!نمی خوام بدونی. خدایی هست ،وآگاه به احوالم،همین کافیه.

دل من: نه اینکه فکر کنی مشکلی دارم یا...یا شاید یه رهگذر با سنگ زده بهم!نه بابا.چه فکرایی میکنی!این روزا آدم بد کجا بود؟!همه خوبن،همه مهربونن،همه با معرفتن،همه به فکر هم دیگه اند،همه عاشق همدیگه اند!

دل من:آخیش!یه ذره هوام داره بهتر میشه،میدونی که،بارون برکت میاره.اگه هوای منم بارونیه مطمئنم برکتی دنبال خودش داره.

"سکوت"

آروم شد بالاخره.از کی بود میخواست یه دردو دل کنه.چقدر شاکی شده این روزا از...از...از همون آدمای خوب!!

دنیا پر از دل های بزرگه.دلای بزرگی که هرلحظه در حال  تنومند شدند.

دنیا پر از دل های کوچکه .دلای کوچکی که هیچوقت بزرگ شدن رو تجربه نخواهند کرد.

دنیا پر از بزرگی و کوچکیه،دنیا پر از خوبی و بدیه،دنیا پر از مهربونی و نامهربونیه،دنیا پر ازمرد و نامرد ِ،...

دنیا پر از عشق ونفرت ِ...

کاش دنیا پربود از عشق...فقط همین.