ما و خدایی که درین نزدیکیست...
سه‌شنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٥
آيين عشق.. ... صدای سخن دوست() 

یک روز٬بی آنکه سخنی از غم دل به میان آورد٬به کسی که دوستش داشت٬نوشت: کسی هست که تو را از جان و دل دوست دارد.پیرامون خود بنگر٬حدس بزن او کیست.

روز بعد او را دید.به سویش دوید وفریاد شادی پراضطرابی که از دلش برخاسته بود در گلو خاموش کرد.

او نگفت:تویی!

روز بعد بی انکه از خودش نامی ببرد برایش نوشت:روز وشب به یادتو هستم ٬ودر انتظار روزی که پرتو عشق دیدگان تورا به روی من بگشاید ودل های ما را به هم پیوند دهد.

روزی دیگر هم گذشت.بازهمدیگر را دیدند.دیدگانش را که هنوز غرق اشک بود دید.دستان لرزانش را گرفت.

به خود نگفت:اوست!

به او هم نگفت:تویی!

بی آنکه بگوید:منم! از نزدش گریخت.راز پنهان را دردل نگاه داشت.

روزها گذشت...راز دل را بالاخره فهمید.

آنگاه با وحشت به خودش گفت:او بود؟

به او نیز گفت:تو بودی!

اما..فرصتها از پی هم رفته بودند.برای همیشه!

پ.ن:عشق می ماند٬انسانها هستند که عوض می شوند.

                           heart

شنبه ٦ آبان ۱۳۸٥
...!! ... صدای سخن دوست() 

خسته ام.از شکست٬ازنرسیدن٬از امیدای واهی و بی نتیجه٬از همشون خسته ام.

‍دلم می خوادپراز فریاد باشم.دلم می خواد ببارم.بیشتروبیشتر..دلم می خواد٬دلم می خواد٬ازخواسته دل هم خسته ام!!!!!!!!!

تحملش سخته که امیدوار باشی ونتیجه نگیری٬تحملش سخته که تلاش کنی اما شکست بخوری.اگه قدرت تحمل این سختیها رو نداشتم٬ اگه قدرت دوباره بلند شدن رو نداشتم٬اگه معنای امیدواری رو درک نمی کردم٬اونوقت یه زمین خورده برای همیشه می موندم.یک نیازمندودرمانده!!

با تمام خستگی خوشحالم که هیچوقت ناامید نخواهم شد. وامید برای یک پیروزی وسوسه برخواستنم است!

                        دلخسته

دل نوشته ۱شهریور:ستاره ها هرگز نمی میرند.همیشه ستاره ایی هست که چشمش به تو باشد٬بی بهانه دنبالش باش.

گرچه هوای وجودم ابریست٬اماپراز بهانه دنبالش خواهم بود.

 
دوشنبه ۱ آبان ۱۳۸٥
بانوی سرزمين من. ... صدای سخن دوست() 

شهرزاد سرزمین من٬روایت کن قصه ی هزاران شبت را.

من وتو سالهاست پشت حصارهای نبودن اسیریم.

مهر سکوت بر لبانمان٬طوق امرو نهی بر گردنمان٬حکم اسارت در زندان جنسیت در دستانمان!

گفتند نبین٬ندیدیم.گفتند نشنو٬نشنیدیم.گفتند نگو٬نگفتیم.

دیگر خاموشی بس است.باید طلب حق کرد..

از آنانکه تورا ضعیف خوانده اند٬از آنانکه بصد حیله و فریب تورا گوشه خانه نشانده اند.

ازآنانکه تورا مایه عشرت ولذت درحرم شهوت مرد دانستند٬ازآنانکه تورا همچون کنیزی در بند گرفته اند.

بانوی سرزمین من.

کتیبه ایی در این مرزهای آشنا بجا بگذار:برابریست حکم زیستن٬آزادیست حکم انسانیت.

                         بانوی سرزمین من